Untitled Document

در امر معروف و نهی منكر - ۳

 بعضی از شارحان حدیث گفته اند كه آن انكار كردن بدل از ضعف ایمان انكار كننده است و بعضی گفته اند از ضعف ایمان مرتكب منكرست كه حق گوی خشم در نمیبیند كه حق بوی رساند و روایت آنست كه در جای كه مفسدان باشند و مصلحان نیز باشند و آن نیكان از دفع و منع آن بدان عاجز نباشند اگر دفع منكرات نكنند و خاموش نشینند با وجود استطاعت منع فردای قیامت آن نیک مردان كه با بدان درساخته باشند در صورت بوزینگان برانگیخته شوند حكایت نقل ست كه حق تعالی امر كرد فرشته را بهلاک اهل شهری كه فساد در میان ایشان ظاهر شده بود آن فرشته یک دوست حق دید در میان ایشان مناجات كرد كه خداوندا تو داناتری كه یک بنده شایسته است ترا در میان ایشان چه فرمائی با وی چه كنم فرمان رسید كه اول او را هلاک كن آنگاه دیگران را كه هرگز یكبار بر ایشان غضب نگرفت از برای من و با ایشان در ساخته بود و در كتب فقهی نبشته است كه با اهل كبیره نشستن گناه كبیره است در روضه فقه امام محی الدین نووی آورده است كه هر گاه كه با اهل كبیره نشیند بر سبیل انس آنگاه گناه كبیره باشد در تفاسیر و كتاب قصص میآرد كه حق تعالی چهل هزار گزیدگان قوم یوشع را با شصت هزار دیگر از بدان از برای یک غضب ناكردن برایشان و موافقت با ایشان در خوردن و آشامیدن هلاک كرده یوشع علیه السلام دعا كرد كه الهی میدانم كه بدان را بشومیٔ بدیٔ ایشان هلاک كردی اما در نمییابم كه حكمت در هلاک نیكان چه بود فرمان رسید كه ای یوشع نیكان با بدان در ساخته بودند و ترک امر معروف و نهی منكر كرده ایشان را بدان سبب هلاک كردم پس بندهٔ مومن را باید كه بامر معروف و نهی منكر قیام نماید با وجود استطاعت تا از جملهٔ خاسران نباشد