Untitled Document

[معنی حشر و نشر و بعث و اعاده]- ۱

ازین جمله بشناختی كه حقیقت جان آدمی قایم است بذات خویش بی قالب- و اندر قوام ذات خویش، و صفات خاص خویش، مستغنی است از قالب. و معنی مرگ نه نیستی ویست، بلكه معنی آن انقطاع تصرف ویست از قالب. و معنی حشر و نشر و بعث و اعاده، نه آنست كه ویرا پس از نیستی بوجودآورند، بلكه آنست كه ویرا قالب دهند، بدان معنی كه قالبی را مهیاء قبول تصرف وی كنند، یكبار دیگر، چنانكه در ابتدا كرده بودند، و این بار آسانتر بود: كه اول هم قالب میبایست آفرید، و هم روح، و این بار خود روح بر جای خویش است – اعنی [یعنی] روح انسانی – و اجزاء قالب نیز بر جای خویش است، و جمع آن آسان تر از اختراع آن – از آنجا كه نظر ماست – و از آنجا كه حقیقتست، صفت انسانی را بفعل الهی راه نیست: كه آنجا كه صفت دشواری نباشد، آسانی هم نیست. و شرط اعادت آن نیست كه هم آن قالب كه داشته است با وی دهند، كه قالب مركب است،