Untitled Document

در آداب محاسن - ۲

پنجم – كندن موی بحكم هوس و سودا تا بابتدای جوانی بصورت بی ریشان نماید، و این از جهل باشد، كه خدایرا – تعالی – فریشتگانند كه تسبیح ایشان آن باشد كه: «سبحان من زین الرجال باللحی والنساء بالذوائب – پاكست آن خدای كه مردانرا بمحاسن و زنانرا بگیسو بیاراست»؛

ششم – محاسن بدو كارد [دو كارد: قیچی[ گرد كردن – چون دم كبوتر – تا در چشم زنان نیكوتر نماید؛

هفتم – آنكه از موی سر در محاسن افزاید، و زلف از بناگوش فرو گذارد، زیادت از آنكه عادت اهل صلاح است؛

هشتم – آنكه بچشم اعجاب در سیاهی یا در سپیدی وی نگرد، كه خدای تعالی دوست ندارد كسی را كه بعجب در خود نگرد؛

نهم – آنكه بشانه كند برای چشم مردمان، نه برای بجا آوردن سنت؛

دهم – آنكه بشولیده بگذارد برای اظهار زهد تا مردمان پندارند كه وی خود بدان نمی پردازد كه موی بشانه كند.

و این مقدار كفایتست در احكام طهارت.

زكوٰة تجارت

چون مقدار بیست دینار چیزی بنیت تجارت خرد، و سال تمام شود، همان زکوٰة نقد واجب آید، و هرچه سود كرده باشد در میان سال، در حساب آید. و آخر هر سالی باید كه قیمت مال معلوم كند: آنگاه اگر سرمایه در اصل زر بوده است یا سیم، هم از آن بدهد، و اگر بنقد نخریده باشد، ازان نقد كه در شهر غالب تر باشد بدهد. و چون متاعی دارد و نیت تجارت كند یا بدان چیزی بخرد، اول سال در نیاید زکوٰة واجب نشود؛ اما اگر نقد بود و نصابی بود، اول سال آن وقت ملک نصاب بود، و هر گاه در میان سال عزم تجارت باطل كند زکوٰة واجب نشود.