Untitled Document

در خدمت پدر و مادر و ذكر بعضی از حقوق ایشان - ۳

حكایت یكی بنزدیک رسول علیه السلام آمد و گفت یا رسول الله مادرم خرفت شده است لقمه در دهانش مینهم و او را آبدست میدهم و او را بر گردن خود مینهم و بطهارت جای میبرم حق وی گذارده باشم یا نی رسول علیه السلام فرمود كه از صد حق وی یكی نگذارده باشی ولیكن نیكو بینی و باندک خدمت كه در حق وی بكنی ثواب بسیار دهند ترا حكایت در تذكرة الاولیا میآرد كه یكی از بزرگان گفت عزم حج كرده بودم چون ببغداد رسیدم بزیارت ابوحازم مكی شدم او خفته بود بنشستم تا بیدار شد مرا گفت این ساعت رسول علیه السلام را بخواب دیدم مرا بتو پیغام داد كه حق مادر نگاهدار كه آن بهتر از حج كردن ست من باز گشتم و تا مادرم در حیات بود خدمت او كردم و رضای او طلبیدم الهی همه را توفیق نگاهداشت حقوق مادر و پدر كرامت فرمای و خوشنودی ایشان روزی كن.

پیدا كردن حقیقت نعمت كه كدامست

بدانكه هر چه خدای تعالی آفریده است در حق آدمی چهار قسم است: یكی آنست كه هم اندرین جهان سودمندست و هم در آنجهان، چون علم و خلق نیكو، و درین جهان نعمت بحقیقت اینست، دوم آنكه در هر دو جهان زیانكارست چون نادانی و خوی بد، و بلا بحقیقت اینست، سیم آنكه درین جهان با راحت است و درانجهان با رنج، چون بسیاری نعمت دنیا و تمتع بدان، و این نعمت است نزدیک ابلهان و بلاست نزدیک عارفان، و مثل این چون گرسنه است كه انگبین یابد كه زهر در وی بود: اگر ابله بود و نداند كه در وی زهرست نعمت شمارد، و اگر عاقل بود بلا شمرد، چهارم آنكه درین جهان با رنج بود و دران جهان با راحت، چون ریاضت و مخالفت شهوت، و این نعمت است نزدیک عارفان، چون داروء تلخ نزدیک بیمار عاقل، و این بلاست نزدیک ابلهان.