Untitled Document

در صدق - ۱

بدانكه صدق باخلاص نزدیكست و درجهٔ وی بزرگست، و هر كه بكمال آن رسد نام وی صدیق است و خدای تعالی در قرآن بر وی ثنا كرده است و گفته: «رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ [مردانی كه بر پیمان با خدا راست ایستادند]» و گفت: «لِيَسْئَلَ الصَّادِقينَ عَنْ صِدْقِهِمْ [تا خدای بپرسد راستگویان را از راستی ایشان]» و رسول را- صلوات الله علیه- پرسیدند كه: كمال در چیست؟ گفت: گفتار بحق و كردار بصدق، پس معنی صدق شناختن مهم است، و معنی صدق راستی است، و این صدق و راستی در شش چیز بود، هر كه در همه بكمال رسد وی صدیق بود.

صدق اول در زبانست كه هیچ نگوید، نه در خبر كه از گذشته دهد و از حال خویش، نه در وعده كه دهد در مستقبل، كه پیش ازین گفته ایم كه دل از زبان صفت گیرد، از سخن كژ گفتن كژ گردد؛ و از راست راست گردد؛ و كمال این صدق بدو چیزست: یكی آنكه بتعاریض نیز نگوید چنانكه گویی راست گوید و كسی چیز دیگر فهم كند! ولكن جایی بود كه راست گفتن مصلحت نباشد، چنانكه در حرب و میان دو زن و در صلح دادن مردمان در دروغ رخصتست، لكن كمال آنست كه در چنین جای تا تواند تعریض كند و صریح دروغ نگوید، پس اگر گوید چون صادق بود قصد و نیت برای خدای تعالی بود و برای مصلحت گوید از درجهٔ صدق نیفتد؛ كمال دوم آنكه در مناجات با حق تعالی صدق از خود طلب كند، چون گوید: جهت وجهی و روی دل وی با دنیا بود دروغ گفته باشد و روی بخدای تعالی نیاورده باشد، و چون گوید: ایاک نعبد، یعنی كه بندهٔ تو ام و ترا می پرستم و آنگاه در بند دنیا بود یا در بند شهوات بود و شهوات زیر دست وی نباشد بلكه وی زیر دست شهوات بود، دروغ گفته باشد، كه وی بندهٔ آنست كه در بند آنست،