مكتوب صد و هشتاد و ششم (۱۸۶) - ۲
قَالَ عَلَیْهِ الصَّلوةُ وَالسَّلَامُ مَا اَحْدَثَ قَومٌ بِدْعَةً اِلَّا رُفِعَ مِثْلُهَا مِنَ السُّنَّةِ فَتَمَسُّكٌ بِسُنَّةٍ خَیْرٌ مِنْ اِحْدَاثِ بِدْعَةٍ وَعَنْ حَسَّانَ قَالَ مَا ابْتَدَعَ قَومٌ بِدْعَةً فِیْ دِیْنِهِمْ اِلَّا نَزَعَ اللهُ مِنْ سُنَّتِهِمْ مِثْلَهَا ثُمَّ لَا یُعِیْدُهَا اِلَیْهِمْ اِلی یَوْمِ الْقِیَٰمَةِ باید دانست كه بعضی از بدعتها كه علماء و مشایخ آنرا حَسَنه دانسته اند چون نیک ملاحَظه نموده می آید معلوم میشود كه رافعِ سنت اند مثلاً در تكفینِ میّت عِمامه را بدعتِ حَسَنه گفته اند با آنكه همین بدعت رافع سنت است چه زیادتی بر عددِ مسنون كه سه ثوب باشد نسخ است و نسخ عینِ رفع و همچنین مشایخ ارسالِ فش را بجانبِ دستِ چپ مستحسَن داشته اند و سنت در فَش ارسالِ آن بین الكتفین است پُر ظاهر است كه این بدعت رافعِ سنت است و همچنین است آنچه علما در نیتِ نماز مستحسَن داشته اند كه با وجودِ اراده قلب بزبان نیز باید گفت و حال آنكه ازان سرور علیهِ وَعَلیٰ اٰلِهِ الصَّلوٰةُ وَالسَّلامُ ثابت نشده است نه بروایتِ صحیح و نه بروایت ضعیف و نه از اصحاب كِرام و تابعین عِظام كه بزبان نیَّت كرده باشند بلكه چون اقامت می گفتند تكبیر تحریمه میفرمودند پس نیت بزبان بدعت باشد و این بدعت را حَسَنه گفته اند و این فقیر میداند كه این بدعت چه جای رفع سنت كه رفعِ فرض مینماید چه در تجویز آن اكثر مردم بزبان اكتفا مینمایند و از غفلتِ قلبی باک ندارند پس درین ضمن فرضی از فرائضِ نماز كه نیت قلبی باشد متروک میگردد و بفسادِ نماز میرساند
(قطعه)
دلا چون ردو نان بریدی طمع ** زقوت كسان قوت جان مخواه
سنان خور تو جان من و هیچ وقت ** زدرگاه دو نان یكی نان مخواه
(بیت)
با هر كه عطا كردی گشتی تو امیر او
وز هر كه عطا جستی گشتی تو اسیر او