Untitled Document

در صبر بر بلوی - ۴

یعنی مؤمن دایم برنج و محنت دنیا مبتلا است هنوز از یک محنت نرسته كه بدیگر گرفتار گشته و كافر را هیچ مكروه نمیرسد تا آن هنگام كه اجل وی میرسد آری هر كرا درین درگاه قرب بیشتر بلا و محنت بر سر وی بیشتر همچنانكه رسول خدا علیه السلام فرمود: الْبَلَاءُ مُوَكَّلٌ بِالْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الْأَوْلِيَاء ثُمَّ الأَمْثَلُ فَالأَمْثَلُ یعنی بلا نام زده است و باز گذاشته بانبیا پس ازان باولیا پس ازان بهر كه مانندتر است بایشان

شعر: ما بلا را بكس عطا نكنیم * تا كه او را زاولیا نكنیم

حكایت در تذكرة الاولیا میارد كه ابن عطا را رحمه الله ده پسر بود روزی با آن ده پسر خود در راه میرفت كافران ایشان را بگرفتند و یک یک پسر او را در نظر وی چشم می بستند و گردن میزدند ابن عطا روی بسوی آسمان كرده بود و میخندید چون نُه پسر ویرا بكشتند و نوبت به پسر خوردتر رسید گفت: زهی بیرحم پدری، كه فرزندان ترا در نظر تو میكشند و تو میخندی. ابن عطا گریان شد و گفت: ای جان پدر، این كسی میكند كه با وی جنگ نمیتوان كرد و كس را چون و چرا نمیرسد بر وی و گر او خواستی همه را خلاص دادی بعزت وی كه هفتاد بار قصد شفاعت كردم هر بار الهام میرسید كه ای ابن عطا بعزت و جلال ما كه اگر لب بشفاعت بجنبانی و نام فرزندان بر زبان رانی نام ترا از جریدهٔ دوستان خود بیرون كنم كافران این سخن بشنیدند تیغها بینداختند و گریان شدند و در قدم شیخ افتادند و توبه كردند و گفتند كه اگر پیشتر میگفتی یكی از فرزندان تو كشته نمیشدند ابن عطا گفت: این حدیث را بمانید كه از آنجا كه این رفت غلط و خطا نرود.