بیان معارف و اسرار حضرت امام ربانی - ۲
علماء آن دیار معادن الاخیار از مطالعهٔ آن كلام دُرَرْ بار زبان به ثنای و دعای قائل آن كشوده اند و راه اخلاص و عقیدت فراوان پیموده و گفته اند كه سُبْحَانَ اللَّهِ وَبِحَمْدِهِ در كشور هندوستان این چنین بزرگی قدوهٔ حق پرستان [بظهور رسیده] باز هم خود افاده نموده اند كه آری عجیب نباشد كه ع بتاریكی درون آب حیات ست* یكی از صلحا دران ایام از قبة الاسلام بلخ صان الله عزة اقبال ساكینها عن البلخ متوجه هندوستان شده بود اكابر آنجا چه از عُرفا مانند ارشاد و سیادت پناه سید میركشاه و دانای حكمت صوری و معنوی شیخ قدیم كبروی میر مؤمن بلخی رحمهما الله و چه از علما مثل مولانای ربانی حسن قبادبانی و اقضی القضات مولانای قاضی تولک سلـمه الله مصحوب آن درویش امانات دعوات نیازمندانهٔ مریدانه بحضرت ایشان مرسل داشته بودند در اجمیر آن درویش بشرف دستبوس آنحضرت مشرف شد و امانات اكابر ذوالبركات را با وفور محبّت و عقیدت ایشان رسانید بتحضیص از كمال اخلاص مقتدای خود جناب میر مؤمن مذكور رحمه الله بایشان بسیار مذكور مجلس اشرف گردانید تا بجای كه گفت فرمودند اگر ما را كبرسن و مسافت بعیده مانع نبودی بملازمت شریف رسیده بقیهٔ عمر در خدمت می بودیم و از انوار احوال بلند ما لا عین راءت ولا اذن سمعت اقتباس می نمودیم چون این موانع در میانست التماس آن ست كه از مخلصان حضور دانسته بافاضات غائبانه متوجه احوال این محبان بظاهر مهجور بمعنی در خدمت حضور می بوده باشند و آن درویش گفت مرا فرموده اند كه از جانب ما مصافحه نیز بایشان بكن و چنان كرد وقت رخصت آن درویش باین حقیر گفت كه اعزهٔ آنجا معارف بلند ایشانرا شنوده اشتیاق تمام دارند