در فواید نكاح - ۴
و رسول -علیه السلام-، وقت بودی كه اندران مكاشفات كاری عظیم بر وی در آمدی كه قالب وی طاقت نداشتی، دست بر عایشه زدی و گفتی: «كلمینی یا عایشه - با من سخن گوی ای عایشه»، خواستی تا قوتی دهد خود را، تا طاقت كشیدن با روحی دارد، چون وی را باز بدین عالم دادندی و آن قوت تمام شدی، تشنگی آن كار بر وی غالب شدی گفتی: «ارحنا یا بلال [ما را آسایش ده ای بلال (بلال برای نماز پیغمبر صلی الله علیه وآله اذان میگفته است).]»، تا روی بنماز آوردی، و گاه بودی كه دماغ را ببوی خوش قوت دادی؛ و برای این گفت: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمْ ثَلَاثٌ: الطِّیبُ وَالنِّسَاءُ وَقُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَوٰةِ »، گفت: «سه چیز را درین دنیا دوست من ساخته اند: بوی خوش و زنان و نماز»، ولیكن تخصیص نماز را فرا نمود كه مقصود آنست، كه گفت: «روشنائی چشم من در نمازست»، و بوی خوش و زنان آسایش تن است، تا قوت آن یابد كه به نماز رسد، و قُــرّة العین [روشنی چشم] كه در ویست حاصل كند.
و برای این بود كه رسول -علیه السلام- از جمع مال دنیا منع میكرد، عمر گفت -رضی الله عنه-: «پس ازینجا چه چیز گیریم؟»، گفت: «لِيَتَّخِذْ أَحَدُكُمْ لِسَانًا ذَاكِرًا وَقَلْبًا شَاكِرًا وَزَوْجَةً مُؤْمِنَةً»، گفت: «زبانی ذاكر و دلی شاكر و زنی پارسا»، زن را قرین شكر و ذكر كرد؛
فائدهٔ چهارم- آن بود كه زن تیمار خانه بدارد، و كار رفتن و پختن و شستن كفایت كند، كه اگر مرد بدین مشغول شود، از علم و عمل عبادت بازماند، و بدین سبب زن یار بود در راه دین؛ و بدین سبب است كه بوسلیمان دارانی گفته كه: «زن نیک از دنیا نیست كه از آخرت است»، یعنی كه ترا فارغ دارد تا بكار آخرت پردازی؛ و عمر میگوید- رضی الله عنه-: «پس از ایمان هیچ نعمت نیست بزرگتر از زن شایسته».