Untitled Document

همه اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد - ۱

بدانكه بیمار را كه سردی باشد، نشاید كه حرارت چندانكه بود همی خورد كه باشد كه حرارت نیز علتی گردد، بلكه ترازو و معیاری استكه نگاه باید داشت و بباید دانست كه مقصود آنست كه مزاج معتدل بود، كه نه بگرمی میل دارد نه بسردی، و چون بحد اعتدال رسید علاج باز گیرد و جهد كند كه بران اعتدال نگاه دارد، و چیزهای معتدل خورد، همچنین اخلاق دو طرف دارد: یكی محمودست و یكی مذموم، و مقصود اعتدال است: مثلا بخیلرا فرماییم تا مال همی دهد، تا آنگاه كه دادن بر وی آسان شود، ولیكن نه چنانكه بحد اسراف رسد، كه آن نیز مذموم است، لیكن ترازوی این شریعت است، چنانكه ترازوی علاج تن در علم طب است، پس باید كه چنان شود كه هر چه شرع فرماید كه بده، دادن آن بر وی آسان بود و در وی تقاضای امساک كردن و نگاه داشتن نبود، و هر چه شرع فرماید كه نگاه باید داشت، اندر وی تقاضاء دادن نبود تا معتدل باشد. پس اگر اندر وی تقاضاء آن همی نماید، ولیكن بتكلف نكند، هنوز بیمار است، ولیكن محمودست كه باری بتكلف دارویی همی خورد: كه این تكلف راه آنست كه طبع گردد

و برای این گفت رسول- صلی الله علیه وسلم- كه: «فرمان خدای تعالی بطوع كنید پس اگر نتوانید بكره كنند، و نیز اندران صبر كردن [صبر كردن در انجام كاری كه بكره و بیمیلی انجام میشود] خیر بسیار است» و بدانكه هر كه مال بتكلف دهد سخی نبود، بلكه سخی آن بود كه دادن مال بر وی آسان بود؛ و هر كه مال بتكلف نگاه دارد بخیل نبود، كه بخیل آن بود كه طبع وی نگاهداشتن بود؛