Untitled Document

همه اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد - ۲

پس همهٔ اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد، بلكه كمال خلق آن بود كه عنان خویش بدست شرع دهد، و فرمان برداری بر وی آسان بود، و اندر باطن وی هیچ منازعت بنماند، چنانكه حق تعالی گفت: «فلا وربك لا یومنون حتی یحكموك فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجاً مما قضیت ویسلموا تسلیما» گفت: «ایمان ایشان بدان تمام شود كه ترا حاكم خویش كنند و اندر دل ایشان هیچ گرانی و شک نبود»، و این سری است، هر چند كه این كتاب احتمال نكند، ولیكن اشارتی بدان كرده آید: بدانكه سعادت آدمی آنست كه بصفت فرشتگان شود، كه وی از گوهر ایشانست و اندرین عالم غریب آمده است، و معدن وی عالم فرشتگان خواهد بود، و هر صفت غریب كه ازینجا برد ویرا از موافقت ایشان دور كند، میباید كه چون آنجا شود هم بصفت ایشان بود، و ازینجا هیچ صفت غریب نبرد. هر كرا شره نگاه داشتن مال است وی بمال مشغول ست، و هر كرا شره خرج كردن بود هم مشغولست بدان؛ و هر كه بر تكبر كردن حریص بود بخلق مشغولست و هر كه بر تواضع حریص بود هم مشغول است بخلق؛ و ملایكه نه بمال مشغول اند و نه بخلق، بلكه خود از عشق حضرت الهیت بهیچ چیز دیگر التفات نكند: پس میباید كه علاقت دل آدمی از مال گسسته شود و از خلق بریده گردد، تا از آن بجملگی پاک شود، و هر صفت كه آدمی ممكن نیست از آن پاک تواند بود، بر میانهٔ آن بایستد، تا از وجهی بدان ماند كه خالی باشد، همچنانكه آب گرم چون از سردی و گرمی خالی نیست، آنچه فاتِر [نیمگرم] بود و معتدل بود؛ بدان ماند كه، از هر دو خالی است. پس اعتدال و میانه اندر همه صفاتی كه فرموده اند از برای این سرست.