همه اخلاق نیكو باید كه طبع شود و تكلف برخیزد - ۳
پس نظر باید كه بدل بود، تا از همه گسسته شود، و از خلق بریده گردد، و بحق تعالی مستغرق گردد، چنانكه گفت: «قُلِ اللَّهُ، ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ [بگو خدا پس آنان را واگذار كه با اندیشه های خود بازی كند[Menu]» بلكه حقیقت لا الٰه الا الله خود اینست. و بسبب آنكه ممكن نیست كه آدمی از همهٔ آلایشی خالی بود گفت: «وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا».
پس از این معلوم شود كه نهایت همه ریاضتها و مقصود همه مجاهدتها آنست كه كسی بتوحید رسد، كه او را بیند و بس، و او را طاعت دارد و بس، و اندر باطن وی هیچ تقاضایی بنماند دیگر: چون چنین شود، خلق نیكو حاصل كرده باشد، بلكه از عالم بشریت بر گذشته باشد و بحقیقت حق رسیده.
علامت خوی نیكو - ۱
بدانكه علامات خوی نیكو آنست كه حق تعالی در قرآن همی گوید اندر صفت مؤمنان: «قد افلح المؤمنون: الذین هم فی صلاتهم خاشعون، والذین هم عن اللغو معرضون [هر آینه مؤمنان رستگار شدند: كسانیكه در نماز خود خشوع دارند، و كسانیكه از بیهوده دوری جویند]» تا آنجا كه میگوید: «أُولٰئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ [این چنین كسان میراث برند(بهشت را)]»، و در آنجا كه میگوید: «التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ [توبه كنندگان و عبادت كنندگان و سپاسگزاران]» وتا آنجا كه میگوید: «وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ [مژده بده مؤمنانرا]» و این كه گفت: «وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا [بندگان رحمٰن آنكسانند كه با شرم و آزرم و بر زمین روند، و چون با نادان گفتگو دارند سلام گویند]».