Untitled Document

نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه»-۱

نقل از: مفتاح النجات ابونصر احمدبن ابی الحسن علی النامقی رحمة الله علیه

ای درویش بدانكه دنیا جهان غرور است نه شهرستان سرور، غداره ایست غر پیشه و مكاره ای غدر اندیشه، زخم نیش بی مرهم است و مطلقهٔ ابراهیم ادهم است، كریختهٔ غفلت و بد نامی است راندهٔ حضرت بایزید بسطامیست، خانهٔ محنت و بیدادیست انداختهٔ جنید بغدادیست، جرعهٔ جانسوز تلخی است پشت پا زدهٔ شقیق بلخی است، خود پرستان دون همت را دیر است، مر دود ابوسعید ابوالخیر است، بگذاشتهٔ اتقیاست برداشتهٔ اشقیاست، هر كه طالب او ذلیل و زبان عذر او كلیل اهل عبرت را اینست دلیل «قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ». ای سالک اگر از حضرت الٰهی طمعی داری و خواهی رستنی كوش در زهادت و بر كلمهٔ شهادت رفتنی. در شب كور جوانی تا در روز قیامت چه توانی، بركی افزای از عملها و ترک نمای املها كه امل اكسون تلبیس است و افسون ابلیس، خصوصا بوعظ بی اشتباه (الدنیا ساعة) و لفظ پر انتباه (فاجعلها طاعة) گذر كن بشورستان و نظر كن بگورستان تا بینی چندین مقابر و مزار و خفته نازنینان صدهزار، جهد كردند و كوشیدند و در تاب حرص و امل جوشیدند، باب و رنگ جهان شیفته شدند و برنگ غنائم و اثقال فریفته شدند. بدریاها در آمدند وبكهسارها بر آمدند، از جواهر دره ها و از زر و سیم صره ها بشور و بیم بر میان بستند حیله نمودند و نقد ربودند عاقبت مردند و حسرتها بردند، القصه انبارها انباشتند و غم دنیا بر دل بگذاشتند. ناگاه از كنار امل كشانیدند و جمله را شربت اجل چشانیدند.

دنیا چیست خسی وای بر كسی كه غافل ماند از فردا (وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَىٰ)، نه بینی چندین هزار امنای امین و نقبای روی زمین و هنرمندان متنوع و خردمندان متضرع كه عللی عتبهٔ ایشان بوسیدند عاقبت مردند و پوسیدند. آری سرانجام همانست و پایان انجام همان.