نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه»-۲
ای نفس از مرگ بیندیش و امل بردار از پیش، وگرنه دوزخ جای و مأوای تو وای تو، بین دوستان پاک و عزیزان زیر خاک كه دعای ترا جویانند و بزبان حال گویانند كه ای جوانان غافل و پیران بیحاصل دیوانه اید كه چنین در خوابید و بیگانه اید كه در نمی یابید كه در خاک و خون خفته ایم و چهره در نقاب چون نهفته ایم هر یكی ماه دو هفته ایم و چهره در نقاب چون نهفته ایم هر یكی ماه دو هفته ایم و در هفته ای از یاد شما رفته ایم، ما نیز پیش از شما برباط كامرانی بودیم و انبساط جهانبانی مینمودیم. پستان عروس دنیا مكیدیم عاقبت تلخیٔ مرگ چشیدیم و از زندگانی وفا ندیدیم. تا خبر شد هر یكی را علٰی حده تندباد (مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً) بباد فنا برداده و بخاک فنا افتاده. نه از اهل و عیال دیدیم مرحمتی و نه از مال و منال یافتیم منفعتی. هم قانعیم با این همه ندامت اگر در پیش نبودی روز قیامت، اكنون نه ما را بالشی نه قاشی و نه فرشی نه فراشی. نه حره ای نه حرمی نه نقده ای نه درمی. نه وجوهی نه جباهی نه شكوهی نه سپاهی. نه امكان صوت و صدائی نه سامان نطق و ندائی كیستیم مشتی گدایی، حظ ما از دنیا حرمانست شحم و لحم ما نصیب كرمانست، وقتی كه ما را امكان بود گوهر دركان بود، می یافتیم فراغبالی و داشتیم خوش حالی، نكردیم هنری و نجستیم خبری، در پریشانی افتادیم و بر همان جان دادیم، اگر ندارید جنون در ما نكرید كنون كه روح هر یک می زارد و اشک بحسرت میبارد و مصیبت حال خود میدارد حاصل ما نه تانیست در پردها پشیمانیست بر كردها، ای مژده یافتگان (لَهُمُ الْبُشْرَىٰ) چه می كنید این كنده پیر شوهر كش را، روی آورید براه و درما كنید نگاه كه نه از نام ما خبریست و نه از اجسام ما اثریست، ابدان ما ریزیده و اشخاص ما پوسیده كله های ما كوفته و مقبرهٔ ما ناروفته، خانمان ما خراب منزل و مكان و تراب،