Untitled Document

نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری رحمة الله علیه»-۳

در بستر ما دیگری نائب یتیمان ما از خانه غائب، طرهٔ طرار ما باد برده و لالهٔ رخسار ما خاک خورده، ابروی خمیدهٔ ما هلاک نرگس دیدهٔ ما بخاک. عقیق لبان ما گرد آمیخته و دُر دندان ما در لحد ریخته، بلبل فصیح زبان فرو بسته حقهٔ یاقوتی دهان درهم شكسته، جوارح چابک ما و اعضای نازک ما زخم خوردهٔ شورستان و خاک تودهٔ گورستان، مرغ روح از ما رمیده و خاک حسرت از خاک ما دمیده، عبرت زایندگانیم و موعظت آیندگانیم، بباد دهانی در بندیم و بیاد زبانی خرسندیم، و آن هم مجملیست نا مفسر و دولتیست نا میسر، ما در خاک تیره و شما در خواب (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ) ای سالک نشان خردمندی و مارب هنرمندی آنست كه چون این كلمات را در نظر آری باید كه دل از اغلال غفلت بدر آری، و امل را بگذاری و دل از دنیا برداری، و پیش از رحلت ازین دنیا حاصل كنی زاد تقوی، و بر هر چه شوی مالک گویی (كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ). تا عون الٰهی باشد نصیر (غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ).

«نوع دیگر از نصایح» پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری

الٰهی دین اهل دعوی در نفاق شد، و جان اهل معنی در اشتیاق شد. ای دوزخ سر تو ندارم از خود خبر مده، و ای بهشت مهر تو ندارم درد سر مده. الٰهی چون دل تو دادی بیش از نیم جگر مده، ای جوانمرد صد بار آب و خاک شوی، به از آنكه یكبار در سپند خود هلاک شوی، دنیا همه تلبیس است و محب او بتراز ابلیس ای بسا نا كامی كه از كام برآید، ای بسا كام كه از ناكامی میزاید باد طائف باید و آب دریا پوست میش، ادیم شود،، نظر شیخ باید و نیاز مرید تا شخص مستقیم شود. الٰهی چون بیگانگان نگویم كه كجایی، و چون مزدوران نگویم كه كرایی. الٰهی! اگر حساب تو با مایه داران است، من درویشم، و اگر با مفلسان است من از همه بیشم، و با این همه، با دست تهی و با دل ریشم، طمع از هر كه كردی اسیر او گشتی و منت بر هر كه نهادی امیر او گشتی