پیدا كردن علاج محبت - ۲
و دیگر آنكه در ذكر و عبادت كه انس بدان حاصل آید متفاوت باشند: پس تفاوت محبت ازین سه سبب خیزد. اما آنكه دوست ندارد اصلا، آنست كه ویرا نداند اصلا، كه چنانكه نیكویی صورت ظاهر بطبع محبوبست نیكویی صورت باطن همچنین است. پس محبت ثمرت معرفتست، و كمال معرفت حاصل كردن بدو طریق بود: یكی بطریق صوفیان و آن مجاهده باشد و باطن صافی داشتن بذكر دوام تا خود را و هر چه جز حق است فراموش كند، آنگاه در باطن وی كارها پدید آمدن گیرد كه بدان عظمت حق تعالیٰ روشن شود و چون مشاهدتی گردد، و مثل وی چون فرو كردن دام باشد، كه تا بود كه صیدی درافتد و بود كه در نیفتد، و باشد كه موشی درافتد و باشد كه بازی، و تفاوت درین عظیمست و بر حسب دولت و روزی بود. و طریق دیگر آموختن علم معرفتست، نه علم كلام و علمهاء دیگر، و اول این تفكر بود عجایب صنع چنانكه در كتاب تفكر اشارت كردیم، بعد از آن ترقی كند و تفكر در جمال و جلال ذات وی تا حقایق اسما و صفات ویرا مكشوف گردد، و این علمی درازست ولكن زیرک را بدین رسیدن ممكنست چون استادی عارف یابد، اما بلید [كند ذهن- نافهم] بدین نرسد. و این نه چون دام فرو كردنست كه باشد كه صید درافتد و باشد كه نه افتد، بلكه این چون تجارت و حراثت است و كسب، و چنانست كه كسی گوسپندی بدست آرد نر و ماده و در تناسل افگند، ازین لابد مال زیادت شود، مگر بصاعقه هلاک شود. و هرگز معرفت طلب كند جز از طریق محبت طلب محال می كند، و هر كه معرفت جز ازین دو طریق طلب كند نیابد، و هر كه پندارد كه بی محبت حق تعالیٰ بسعادت آخرت رسد غلط پندارد، كه آخرت بیش از آن نیست كه بخدای رستی، و هر كه بچیزی رسد اگر آنرا از پیش دوست داشته باشد