پیدا كردن علاج محبت - ۳
ولكن بسبب عوایق از آن محجوب بود و روزگار در شوق آن گذاشته باشد، چون بدان رسید و عوایق برخیزد در لذتی عظیم افتد و سعادت این بود، و اگر دوست نداشته باشد هیچ لذت نیابد، و اگر اندک دوست داشته باشد اندک لذتی یابد. پس سعادت بر قدر عشق و محبت باشد، و اگر والعیاذ بالله درون خویش چنان بكرده باشد كه بچیزی كه آنست ضد آشنا شده و الف و مناسبت گرفته، آنچه در آخرت پیدا آید ضد وی باشد، و آن هلاک وی بود و در رنج و الم افتد، و آنچه دیگران بدان سعید شوند وی بعین آن شقی شود، و مثل وی چون آن كناسی بود كه ببازار عطاران فروشد از آن و بهاء خویش بیفتاد و از هوش بشد، آمدند و گلاب و مشک بر وی می ریختند و وی بتر می شد، تا یكی كه وقتی كناسی كرده بود آنجا رسید، بدانست، باری نجاست آدمی در بینی وی مالید، با هوش آمد و گفت اینست خوش بویی! پس هر كه با لذت دنیا انس گرفت تا آن معشوق وی گشت هم چنان آن كناس است، و چنانكه در بازار عطاران از آن نیابد بلكه هر چه آنجا بود ضد طبع وی بود و رنج وی از آن زیادت شود، و آن نجاست كه با آن الف گرفته بود آنجا نیابد، در آخرت نیز از آن شهوات دنیا هیچ نیابد، و آنچه آنجا باشد همه ضد طبع باشد. پس همه سبب رنج و شقاوت وی بود.پس آخرت عالم ارواح است و عالم جمال حضرت الهیت است كه آنجا پیدا شود، و سعید كسی است كه اینجا طبع خود را با آن مناسبت داده باشد تا آن موافق وی بود، و همه ریاضتها و عبادتها و معرفتها برای این مناسبت است، «قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّٰيهَا [هر كه نفس خود را پاک كرد رستگار شد]» این بود، و همه معصیتها و شهوتها و دوستیهای دنیا ضد این مناسبت است، «وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسّٰيهَا [و هر كه نفس را پست كرد زیان برد]» این بود.