Untitled Document

فضیلت توكل - ۲

گفت: سَبَقَكَ بِهَا عُكَّاشَةُ، یعنی عكاشه سبق برد، و رسول- صلوات الله علیه- گفت: «اگر چنانكه حق توكل است شما بر خدای تعالیٰ توكل كنید روزی بشما رساند چنانكه بمرغان میرساند: كه بامداد بروند همه شكمها تهی و گرسنه و شبانگاه باز آیند شكمها پر و سیر»؛ و گفت: «هر كه پناه بخدای تعالیٰ دهد خدای همه مونتهای ویرا كفایت كند و روزی وی از جایی كه اومید ندارد بوی رساند، و هر كه پناه با دنیا دهد خدای تعالیٰ ویرا با دنیا گذارد». و چون خلیل را- صلوات الله علیه- بگرفتند تا در منجنیق نهند و بآتش اندازند گفت: حَسْبی اللهُ وَنِعْمَ الوَكِيلُ، چون در هوا بود جبریل- علیه السلام- گفت: هیچ حاجت داری؟ گفت: اما الیك فلا- یعنی بتونه، تا وفا كرده باشد بدین كه گفت: حسبی الله، و بدین سبب ویرا بوفا صفت كرد و گفت: وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّىٰ و بداود- علیه السلام- وحی آمد كه با داود هیچ بنده نیست كه از میان همه دست در من زند كه اگر همه آسمان و زمین بكید و مكر با وی برخیزد نه ویرا ازان فرج دهم. سعید بن جبیر می گوید: مرا كژدمی بزد، مادر سوگند داد كه دست بده تا افسون كنند، آن دست دیگر كه بسلامت بود بافسون گر دادم، و این برای آن كرد كه رسول- صلوات الله علیه- گفته است متوكل نباشد كسی كه افسون و داغ كند. و ابراهیم ادهم رهبانی را دید، پرسید كه قوت از كجا میخوری؟ گفت: ازو پرس كه روزی میدهد كه از كجا می فرستد كه این علم مرا نیست. و یكی را گفتند همیشه در عبادت باشی قوت از كجا خوری؟ اشارت كرد بدندان و گفت آنكه آسیا بیافرید بار میفرستد. و هرم بن حیان اویس را گفت: كجا فرمایی كه مقام كنم؟ گفت: بشام، گفت: آنجا معیشت چون باشد؟ اویس گفت: اف لهٰذه القلوب، قد خالطها الشك فلا تنفعها الموعظة- شک برین دلها غالب شده است پند نپذیرد.