حقیقت توحید كه بنای توكل بر وی است - ۱
بدانكه توكل حالتی است از احوال دل، و آن ثمرهٔ ایمانست، و ایمان را ابواب بسیارست، ولكن توكل از جملهٔ آن برد و ایمان بناست: یكی ایمان بتوحید و دیگر ایمان بكمال لطف و رحمت حق تعالی، اما شرح توحید درازست و علم وی نهایت همه علمهاست، لكن ما آن مقدار كه بناء توكل برآنست اشارت كنیم:
باید كه بدانی كه توحید بر چهار درجه است: ویرا مغزی است، و آن مغز را مغزی است و ویرا پوستی است، و آن پوست را پوستی، پس دو مغز دارد و دو پوست، در مثل وی چون گو زَتر بود كه مغز و دو پوست وی معلومست، و روغن مغز مغز ویست.
درجهٔ اول آنست كه بزبان لاٰ الٰه الا الله بگوید و بدل اعتقاد ندارد، و این توحید منافق است! درجهٔ دوم آنكه معنی این بدل اعتقاد كند- چون عامی- یا بنوعی از دلیل، چون متكلم؛ درجهٔ سوم آنكه بمشاهده ببیند كه همه از یک اصل می رود و فاعل یكی بیش نیست و هیچ كس دیگر را فعل نیست، و این نوری بود كه در دل پیدا آید دران نور این مشاهده حاصل آید، و این نه چون اعتقاد عامی و متكلم بود، كه اعتقاد ایشان بندی باشد كه بر دل افكنند بحیلت تقلید یا بحیلت دلیل، و این مشاهده شرح دل بود و بند همه برگیرد؟ و فرق بود میان كسی كه خویشتن را بران دارد ویا اعتقاد كند كه فلان خواجه در سرای است بسبب آنكه فلان كس میگوید كه در سرای است- و این تقلید عامی بود كه از مادر و پدر شنیده باشد- و میان آنكه استدلال كند كه وی در سرای است بدلیل آنكه اسب و غلام بر در سرای است- و این نظیر اعتقاد متكلم بود- و میان آنكه ویرا در سرای بمشاهده ببیند- و این مثل توحید عارفانست؛