Untitled Document

حقیقت توحید كه بنای توكل بر وی است - ۳

و چنانكه مغز گو زمقصودست و عزیزست، ولكن چون با روغن اضافت كنی از گنجاده ای [ثقل- تفاله] خالی نیست و در نفس خویش بكمال صفا نرسیده است، درجهٔ سیم در توحید نیز از تفرقه و كثرت و زیادی خالی نیست، بلكه صافی بكمال توحید چهارم است، كه اندران همه را حق داند و بس و جز یكی را نبیند و خود را نیز فراموش كند، و در حق دیدار خود نیست شود چنانكه دیگر چیزها نیست شد در دیدار وی.

چشم آخرت نه چون چشم دنیا بود

همانا گویی كه معرفت در دل بود و دیدار در چشم، این چگونه بود؟ بدانكه دیدار را دیدار از آن گفته اند كه بكمال رسیدن خیال بود، نه بدانكه در چشم بود، كه اگر دیدار در پیشانی آفریدندی هم دیدار بودی، پس در جای وی آویختن فضول بود، بلكه چون لفظ دیدار آمده است و ظاهر آن چشم است باید كه اعتقاد كنی كه در آخرت چشم را اندران نصیب بود، و بدانی كه چشم آخرت نه چون چشم دنیا بود: كه این چشم جز بجهت نبیند و آن چشم بی جهت بیند، و بیش ازین روا نیست عامی را كه ازین گوید و بحث كند، كه این بر قدر قوت وی نیست: كه درودگری كار بوزینه نیست و هر دانشمند كه رنج در فقه و حدیث و تفسیر برده است درین معنی هم عامی است و این نه كار ویست، بلكه آنكه رنج در كلام برده است هم در حقیقت این عامیست، چه متكلم شحنه و بدرقهٔ عامیست، تا آنجا عامی اعتقاد كرده است وی بحدیث بر وی نگاه دارد و شر مبتدع از وی دفع می كند و راه آن در جدل بداند، اما معرفت خود گویی دیگر است و اهل آن گروهی دیگرند، و چنین سخن نه در خور این كتابست، آن اولیتر كه بدین اقتصار كنیم.