نصایح و مناجات پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری - ۱
ای كریمی كه بخشنده عطایی وی حكیمی كه پوشنده خطایی وی صمدی كه از ادراک جدایی وی احدی كه در ذات و صفات بیهمتایی وای خالقی كه راهنمایی وی قادری كه خدایی را سزایی حال مارا صفای خود ده دل ما را هوای خود ده چشم ما را ضیای خود ده ما را آن ده كه آن به و مگذار ما را بكه و مه.
الٰهی عبدالله را عمر بكاست و عذر نخواست،
الٰهی بنام آن خدایی كه نام راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح و سلام او در وقت صباح مؤمنانرا صبوح و ذكر او مرهم دل مجروح و مهر او بلانشینان را كشتی نوح است عذر ما را پذیر و بر عیبهای ما مگیر،
ای جوانمرد درین راه مرد باش و در مردی فرد باش با دل پر درد باش،
ای دلیل هر برگشته وی رهنمای هر سرگشته خواندی تاخیر كردم فرمودی تقصیر كردم،
الٰهی عمر خود بر باد كردم بر تن خود بیداد كردم،
الٰهی بساز كار من، منگر بكردار من، هر چه گویم رستم، شغلی دگر دهی بدستم،
الٰهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر كه جز فضل تو پناهم نیست، ای بود و نبود من ترا یكسان از غم مرا بشادی برسان،
الٰهی اقرار كردم بمفلسی و هیچكس اییگانه كه از همه چیزها مقدسی چه شود گر مفلسی را در نفس آخر بفریاد رسی،
الٰهی چون با تو نمیگویم افكار میشوم چون با تو میگویم سبكبار می شوم،
الٰهی ترسانم از بدی خود بیامرز مرا بخودی خود. ابلیس در آسمان زندیق شد ابوبكر در بتخانه صدیق شد،