پیدا كردن آنكه دارو ناخوردن در بعضی از احوال فاضلتر و آن مخالفت رسول ؐ نبود - ۲
سبب چهارم آنكه بیمار نخواهد كه بیماری زایل شود، تا ثواب بیماری ویرا میبود، و خویشتن در صبر بیازماید، كه در خبرست كه: «خدای تعالیٰ بنده را ببلا بیازماید چنانكه زر بآتش بیازمایند، كس بود كه از آتش خالص بیرون آید و كس بود كه تباه بیرون آید». سهل دیگران را دارو فرمودی و خود علتی داشتی دارو نكردی گفت: بیمار نشسته با رضا ببیماری فاضلتر از بیمار بر پای با تن درستی.
سبب پنجم آنكه گناه بسیار دارد و خواهد كه بیماری كفارت آن باشد، كه در خبرست كه: تب در بنده آویزد تا آنگاه كه ویرا از گناهان پاک كند كه بر وی هیچ گناه نبود چنانكه بر تگرگ هیچ گرد نبود. و عیسیٰ- علیه السلام- گفت: عالم نبود هر كه بر بیماری و مصیبت اندر تن و مال شاد نبود در اومید كفارت گناهان و موسیٰ- علیه السلام- در بیماری نگریست و گفت: بار خدایا بر وی رحمت نكنی؟ گفت: چگونه رحمت كنم بر وی در چیزی كه رحمت بر وی بدان خواهم كرد؟ كه گناه ویرا كفارت بدین كنم.
سبب ششم آنكه داند كه از تن درستی بطر و غفلت خیزد و طغیان، خواهد كه بیماری بماند تا با سر غفلت نیفتد؛ و هر كه بوی خیر خواسته باشند همیشه وی را تنبیه میكنند ببلا و بیماری، و ازین گفته اند كه مؤمن خالی نبود از سه چیز: درویشی و بیماری و خواری و در خبرست كه: خدای تعالیٰ گفت: كه بیماری بند منست و درویشی زندان من، كسی را در بند و زندان كنم كه دوست دارم، پس چون تن درستی بمعصیت كشد عافیت در بیماری بود. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب- رضی الله عنه- قومی را دید آراسته، گفت: این چیست؟ گفتند: روز عید ایشانست، گفت: آن روز كه معصیت نكنم روز عید من است.