«نوع دیگر از نصایح» پیر طریقت شیخ بزرگوار «خواجه عبدالله انصاری»
الٰهی نه در بندم نه آزادم از تو نه رنجورم نه دلشادم، در سخاوت چون باد باش كه بر هر كس وزی و در شفقت چون آب باش كه بهر كشتی برسی اما در صحبت وحشی باش كه با هر كس نیامیزی، قرآن از دوست یادگار است چون دوست حاضر است با یادگار چه كار است،
الٰهی (یحبهم) تمام است (یحبونه) كدام است، هر كه نه عاشق است مستور است روز را چه كند آنكه شب كور است، تو در نام توانگری و در كیسه دانگی نه از خراب خراج میخواهند زهرهٔ بانگی نه. بهشت به بهاء نه می دهند به بهانه می دهند، نشان زهد سه چیز است كوتاه گرفتن امل حقیر دیدن عمل نزدیک دانستن اجل،
در هر كاری یاری طلب كن، سرمایهٔ عمر توحید را شناس و تقوی را بنیاد آن. اعتقاد پاک را گنج بی زوال شمر، بصبر بلندی جوی طاعت حق را غنیمت شمار، دنیا پرست مباش كه خدای تعالیٰ را پرستیده باشی، سلاح از علم ساز، از راستی شفیع انگیز. نجات نفس در عبادت جوی، سخن از عبادت گوی. همه وقت مرگ را یاد دار. گذشتن از خود رسیدن بحق دان. نفس را مراد مده كه بسیار خواهد. بزاهد جاهل اعتقاد مكن. خویشتن شناسی را سرمایهٔ بزرگ دان، بر طاعت حریص باش تقوی را حصن حصین شناس از دشمن دوست نما حذر كن، از نادان مغرور اجتناب نمای. ناشنیده و نادیده مگوی، مردمرا بافراط منكوه و مستای، آنكه بگوش شنیدهٔ هوش دار، راست گوی و عیب مجوی، راستی كه بدروغ ماند مگوی اگرچه زیان رسد، در جواب تعجیل منمای قول از راستی باز مگیر، تا نپرسند مگوی، تا نجویند مرو، مفروش آنچه نخرند، در گذار تا در گذارند