پیدا كردن اعمال متوكل - ۱
بدانكه همه مقامات دین بر سه اصل گردد: علم و حال و عمل، اما علم و حال توكل شرح كرده آمد، و عمل ماند: و باشد كه كسی تخیل كند كه شرط توكل آن باشد كه همه كارها با خدای تعالیٰ گذارد و باختیار خویش هیچ كار نكند البته، تا كسب نكند، و هیچ چیز فردا را ننهد و از مار و كژدم و شیر نگریزد و اگر بیمار شود دارو نكند این همه خطاست كه همه بر خلاف شرعست: و شرع بر توكل ثنا كرده است چگونه مخالف باشد شرع را؟!
بلكه اختیار آدمی بدست آوردن مالی باشد كه ندارد، یا در نگاهداشت آنكه دارد یا در دفع ضرری كه حاصل نیامده است، یا در ازالت ضرری كه حاصل آمده است، و توكل در هر یكی حكمی دارد،
و این چهار مقام لابد شرح باید كرد:
مقام اول - در كسب و جلب منفعت
و این بر سه درجه بود: اول سببی؛ كه از سنت خدای دانسته ایم كه بی آن كاری حاصل نیاید، دست بداشتن آن از جنون بود نه از توكل، چنانكه كسی دست بطعام نبرد و در دهان ننهد تا خدای تعالیٰ سیری بیافریند یا طعام را حركتی دهد تا بدهان وی شود، یا كسی نكاح و صحبت نكند تا خدای تعالیٰ فرزند بیافریند، و پندارد كه این توكلست این حماقت بود، بلكه هر سبب كه قطعی است توكل در وی بعمل و كردار نیست بلكه بعلم و حال بود. اما علم آنكه بداند كه دست و طعام و قدرت حركت دهان و دندان هم خدای تعالیٰ آفریده است؛ و حال آنكه اعتماد دل وی بر فضل خدای تعالیٰ بود نه بفر طعام و بر دست، كه باشد كه در حال دست مفلوج شود و طعام كسی غصب كند، پس باید كه نظر وی بفضل وی بود در آفرینش آن و در نگاه داشت آن نه بر حول و قوت خویش.