Untitled Document

در آداب محاسن - ۱

محاسن كه دراز شود روا باشد كه مقدار یک قبضه بگذارد، و دیگر ببرد تا از حد بیرون نشود، ابن عمر و جماعتی از تابعیان -كسانیكه با اصحاب و یاران پیغمبر همزمان بوده اند- چنین كرده اند – رضوان الله علیهم اجمعین – و گروهی گفته اند كه فرا باید گذاشت. و بدانكه در محاسن ده چیز كراهیت است.

اول – خضاب سیاه كردن (سیاه كردن موی سر، صورت، پوست) كه در خبرست كه این خضاب اهل دوزخ است و خضاب كافرانست، اول كسی كه این كرده است فرعون است. و ابن عباس روایت میكند كه: رسول –صلی الله علیه وسلم – گفت كه در آخرالزمان قومی باشند كه بسیاهی خضاب كنند و ایشان بوی بهشت نیاید. و در خبرست كه: بدترین پیران آنانند كه خویشتن را بجوانان ماننده كنند، و بهترین جوانان آنانند كه خویشتن را بپیران ماننده كنند: و سبب این نهی آنست كه این تلبیسی -اشتباه كاری- است بغرض فاسد.

دوم – خضاب سرخی و زردی است، و این اگر غازیان -مردان جنگ- كنند تا كفار بریشان دلیر نشوند، و بچشم ضعف و پیری بدیشان ننگرند، این سنت است، و بدین غرض بعضی از علما نیز خضاب سیاهی كرده اند; اما اگر این غرض نبود هم تلبیس باشد: روا نبود؛

سوم – سپید كردن محاسن بگوگرد، تا پندارند كه پیر شده است و حرمت وی بیش دارند، و این از حماقت بود كه: حرمت بعلم و عقل باشد، و بپیری و جوانی نبود. و انس –رضی الله عنه- می گوید كه: رسول – صلی الله علیه وسلم– فرمان یافت [وفات كرد] و در همه موی وی بیست موی سپید نبود؛

چهارم – آنكه موی سپید را از محاسن ببرد و از پیری ننگ دارد، و این چنانستی كه از نوری كه خدای تعالی  او را داده است ننگ میدارد: و این از جهل باشد.