Untitled Document

حقیقت و سرّ روزه - ۱

بدانكه روزه بر سه درجه است روزهٔ عوام، و روزهٔ خواص، و روزهٔ خاص الخاص. اما روزهٔ  عوام آنست كه گفته آمد. و غایت آن نگاهداشتن فرج و بطن است، و این كمترین درجاتست؛

و اما روزهٔ خاص الخواص بلندترین درجاتست. و آن آنست كه دل خود را از اندیشهٔ هر چه جز خدایست نگاه دارد و همگی خود بدو دهد، و از هر چه جز اوست بظاهر و باطن روزه دارد، و بهر چه اندیشه كند -جز احدیت حق و آنچه بدو تعلق دارد- این روزه گشاده شود، و اگر در غرض دنیا اندیشد -اگر چه مباح بود- این روزه باطل شود، مگر دنیایی كه یاور وی باشد در راه دین، كه آن از دنیا نبود. تا گفته اند كه اگر بروز تدبیر آن كند كه روزه بچه گشاید، خطایی برو نویسند، كه این دلیل آن بود كه برزقی كه او وعده كرده كه بدو خواهد دادن واثق [مطمئن] نیست: و این درجهٔ اولیا و صدیقانست، و هر كسی بر بالای این نرسد؛

اما روزهٔ خواص آن بود كه جوارح خود را از ناشایست نگاه دارد، و بر بطن و فرج اقتصار نكند؛ و تمامی این روزه بشش چیز بود:

یكی آنكه چشم نگاهدارد از هر چه او را از خدای مشغول كند، خاصه از چیزی كه ازان شهوت خیزد، كه رسول -علیه السلام- میگوید: «نظر چشم پیكانی است از پیكانهاء ابلیس -بزهر آب داده- هر كه از بیم خدای از آن حذر- كند، او را خلعت ایمان دهند، كه، حلاوت [شیرینی] آن در دل خود بیابد». و انس روایت كند كه: رسول -علیه السلام- گفت كه: «پنج چیز روزه بگشاید: دروغ، و غیبت، و سخن چینی، سوگند بناحق، و نظر بشهوت»؛

دوم آنكه زبان نگاه دارد از بیهوده و هر چه ازان مستغنی باشد. یا خاموش میبود، یا بقرآن خواندن مشغول شود؛ و مناظره و لجاج از جمله بیهوده هاء زیان كار بود. اما غیبت و دروغ -بمذهب بعضی از علما- روزهٔ عوام را نیز باطل كند.