حقیقت و سرّ روزه - ۳
ششم آنكه پس از افطار دل او میان بیم و امید معلق بود، كه نداند كه روزه مقبول خواهد بود یا نه.
حسن بصری -رحمه الله- روز عید بقومی بگذشت كه می خندیدند و بازی میكردند گفت: «خدای تعالی ماه رمضان را میدانی ساخته است تا بندگان او در طاعت وی بیشی و پیشی جویند: گروهی سبقت گرفتند، و گروهی باز پس ماندند، عجب از كسانی كه میخندند و حقیقت حال خود نمی دانند! بخدایی خدای كه اگر پرده از روی كار برگیرند مقبولان بشادی خود مشغول شوند و مردودان باندوه خود ماتم گیرند، و هیچ كس بخنده و بازی نپردازد».
پس، ازین جمله بشناسی كه: هر كه از روزه بناخوردن طعام و شراب اقتصار كند روزهٔ او صورتی بی روح باشد، و حقیقت روزه آنست كه خود را بملایكه مانند كنی، كه ایشانرا شهوت نیست اصلا، و بهایم را شهوت غالبست، و ازیشان دورند بدین سبب. و هر آدمی كه شهوت او غالب بود در درجهٔ بهایم بود، و چون شهوت او ضعیف شد شُبهتی [شباهت – همانندی] گرفت بملایكه، و باین سبب بایشان نزدیک شد -نزدیكی بصفت، نه بمكان- و ملایكه نزدیكند بحق تعالی: پس او نیز نزدیک گشت. و چون تیمار [پرستاری و محافظت – مقصود اینست كه تیمار روزانهٔ تن را از حیث غذا در خوراک شام تدارک و تلافی نماید] شام تدارک كند و شهوت را تمام مدد دهد از آنچه میخواهد، شهوت قوی گردد، نه ضعیف، و آنچه روح روزه است حاصل نیاید.