منكرات بازارها
آنكه بخرنده دروغ گویند، و عیب كالا پنهان دارند، و ترازو و سنگ و چوب گز راست ندارند، و در كالا غش در كنند [چیز خارجی داخل جنس كنند] و چنگ و چغانه [نوعی ساز است] فروشند، و صورت حیوانات فروشند برای كودكان در عید، و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز، و بوق سفالین برای سده [جشنی كه ایرانیان باستان در روز دهم ماه بهمن میگرفته اند]، و كلاه و قبای ابریشمین فروشند برای جامهٔ مردان، و جامهٔ رفو كرده و گازر شسته فروشند و فرا نمایند كه نو است، و همچنین هر چه در آن تلبیسی باشد، و مجمره و كوزه و دوات و اوانی سیم و زر فروشند و امثال این.
و ازین چیزها بعضی حرامست و بعضی مكروه: اما صورت حیوان حرامست، و آنچه برای سده و نوروز فروشند، چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین، این در نفس خود حرام نیست، ولیكن اظهار شعار گبرانست كه مخالف شرعست و از این جهت نشاید بلكه افراط كردن در آراستن بازار بسبب نوروز و قطایف [نوعی شیرینی] بسیار كردن و تكلفهای نو ساختن برای نوروز نشاید، بلكه نوروز و سده باید كه مندرس شود و كسی نام آن نبرد: تا [در بسیاری از جاهای این كتاب «تا» بجای «حتی» عربی آمده] گروهی از سلف گفته اند كه روزه باید داشت، تا از آن طعامها خورده نیاید، و شب سده چراغ فرا نباید گرفت تا اصلا آتش نبیند، و محققان گفته اند: روزه داشتن این روز هم ذكر این روز بود، و نشاید كه نام این روز برند بهیچ وجه، بلكه با روزهاء دیگر برابر باید داشت، و شب سده همچنین، چنانكه ازو خود نام و نشان نماند.