در سوگند دروغ و گواهی بدروغ و قول زور و مسخرگی كردن با مسلمانان - ۴
مردی از انصار بیامد و گویند عاصم بود و گویند ابوعقیل بود و گویند وقاعد بن سهل بود یک صاع خرما آورد و گفت یا رسول الله همه شب رسن كشیده ام بدو صاع خرما یعنی آب كشیده ام بدلو دو صاع خرما بمزد بمن دادند یک صاع اهل خانه را ماندم و یک صاع آوردم منافقان با یک دیگر گفتند ابن عوف آنچه داد بریا داد و این دیگر با وی چرا آورده اند خدا و رسول خدا از صاع خرما بی نیاز بودند حق تعالٰی ایشان را رسوا كردو آیت فرستاد قوله تعالٰی الذین یلمزون المطوعین من المومنین فی الصدقات والذین لا یجدون الا جهد هم فیسخرون منهم سخر الله منهم ولهم عذاب الیم یعنی آن كسانی كه عیب میكنند صدقه دهندگان را و بریا وصف میكنند و بر درویشان بر صدقهٔ اندک مسخرگی میكنند و فسوس میدارند جزای فسوس ایشان بدیشان رسانم و عقوبت كنم ایشان را بعذاب دردناک پس از مسخرگی دست بباید داشت كه در وی آفت بسیارست الٰهی همه را بران دار كه رضای تو درانست.
پیدا كردن سخن گور با مرده - ۱
رسول- صلوات الله علیه- گفت: «دران وقت كه مرده را در گور نهند گور گوید: ویحك یا بن آدم، بچه غره شدی بمن، ندانستی كه من خانه محنتم و خانه ظلمتم و خانه تنها ای ام و خانه كرمم، بچه فریفته شدی كه بر من می گذشتی متحیر وار یک پای پیش می نهادی و یكی پس؟ اگر مصلح بود كسی از وی جواب دهد كه چه گوئی یا گور؟ كه وی بصلاح بود و امر معروف و نهی منكر كرد، گوید لاجرم بر وی بوستان كردم سبز، آنگاه تن وی نوری گردد و روح وی باسمان شود».