Untitled Document

پیدا كردن رخصت بغیبتها بعذرها - ۱

بدانكه غیبت حرام است همچون دروغ؛ و جز برای حاجت مباح نشود، و این شش عذرست:

عذر اول تظلم كه پیش قاضی و سلطان بكند و این روا باشد؛ ویا اندر پیش كسی كه از وی معاونت همی یا اما خواهد مظلوم را نشاید كه اندر پیش كسی كه از وی فایدهٔ نخواهد بود ظلم ظالم حكایت كند. یكی اندر پیش ابن سیرین ظلم حجاج حكایت كرد، وی گفت: حق تعالی انصاف حجاج از كسی كه ویرا غیبت همی كند همچنان بستاند كه انصاف مردمان از حجاج.

عذر دوم آنكه جایی فساد همی بیند فرا كسی بگوید كه قادر بود كه حسبت كند و از آن باز دارد. عمر -رضی الله عنه- بر طلحه یا عثمان بگذشت و سلام كرد، جواب نداد، بابوبكر صدیق- رضی الله عنه- گله كرد تا ویرا اندران سخن گفت، و این را غیبت نداشتند.

عذر سیم فتوی پرسیدن، كه گوید: زن یا پدر یا فلانكس چنین میكند، یا میگوید با من، و اولیتر آن بود كه گوید چه گویی اگر كسی چنین كند؟ ولیكن اگر نام برد رخصت است، چه باشد كه مفتی را اندران واقعه چون بعینه بداند خاطر فراز آید. هند فرا رسول- علیه السلام- گفت كه: بوسفیان مردی بخیل است كفایت من و فرزندان تمام ندهد، اگر چیزی برگیرم بی علم وی روا باشد؟ گفت: چندانكه كفایت باشد برگیر، و ظلم بر فرزندان و بخیلی بگفتن غیبت بود، ولیكن بعذر فتوی روا داشت رسول- صلی الله علیه وسلم-.