Untitled Document

پیدا كردن رخصت بغیبتها بعذرها - ۲

عذر چهارم آنكه خواهد كه از شر وی حذر كنند چون كسی كه مبتدع بود یا دزد باشد و كسی بر وی اعتماد خواهد كرد یا زنی بخواهد خواست یا بنده خواهد خرید و داند كه اگر عیب وی نگوید آنكس را زیان خواهد داشت، این عیب بگفتن اولیتر: كه پنهان داشتن غش باشد در شفقت بردن بر مسلمانان و مُزّكی [مزكی كسی است كه درستی و نادرستی گواهان را پیش قاضی آشكار سازد] را روا بود كه طعن كند اندر گواه، و همچنین كسی كه با وی مشورت كنند. و رسول- صلی الله علیه وسلم- گفته است: «اندر فاسق آنچه هست بگویید تا مردمان حذر كنند». و این آنجا سنت است كه بیم آفت بود، اما بی عذری روا نبود گفتن. و گفته اند اندر حق سه كس غیبت نبود: سلطان ظالم را و مبتدع را و كسی كه فسق آشكارا كند، و این از آنست كه این قوم این پنهان ندارند و از آن رنجور نشوند كه كسی بگوید.

عذر پنجم آنكه كسی معروف بود بنامی كه آن نام عیب بود، چون: اعمش [كسی كه دید چشمش كم است و آب از چشمش میریزد] و اعرج [لنگ] و غیر آن كه چون معروف شده باشد از آن رنجور نشود، اولیتر آن باشد كه نامی دیگر گویند، نابینا را بصیر و چشم پوشیده گویند و مانند این.

عذر ششم آنكه فسق ظاهر كند: چون مخنث و خراباتی و كسانی كه از فجور عیب ندارند ذكر ایشان روا باشد.