Untitled Document

۩نصایح و مناجات راهرو طریقت پیر هدایت۩ - ۳

۩شیخ بزرگوار خواجه عبدالله انصاری رحمه الله۩

الٰهی ظاهری داریم شوریده باطنی داریم در خواب سینه داریم پر آتش دیده داریم پر آب گاه در آتش سینه سوزانیم و گاه در آب چشم غرقاب.

الٰهی اگر نه با دوستان تو در رهیم آخر نه سگ اصحاب كهف درگهیم، آنكه بجان زنده است از زندگانی محروم است آنكه جان بداد زنده حی قیوم است، اگر سر این كار داری خیز و قصد راه كن نی زاد برگیر و نی همراه را آگاه كن عاقبت را بناز سخن كوتاه كن، هزار نوحه گر نه بس مرا وقتی كه سر بزانوی خویشم هزار مطرب نه بس مرا وقتی كه از تو اندیشم. دوستی او ما را هست كرد و رها كرد نشانی فرا داد و نشانهٔ بلا كرد، روزگاری او را می جستم خود را می یافتم اكنون خود را می جویم او را می یابم. لقمهٔ حرام و راضی شدن بنام، الله داند كه ماتمی بود تمام، بلایی كه ترا مشغول كند بدو به از عطایی كه ترا مشغول كند ازو، همه عیشها در بی عیشیست همه توانگریها درویشیست دانی كه زندگانی كدام است آنكس كه همیشه بی نام است و از حق بر دل وی پیام است و بر زبان و دل او ذكر دوست مدام است دنیا او را دام است و عقبی با او بی نظام است از هر دو او را مولی تمام است، انتظار را طاقت باید و ما را نیست صبر را فراغت باید و ما را نیست، بندگی كردن جز ملک را بر بنده حرام است تو او را بنده باش همه عالم ترا غلام است. كشتهٔ دیدی از جور زمان من آنم تشنهٔ دیدی میان دریا من همانم، هر كوه كه نه برآوردهٔ مهر اوست هامونست هر آب كه نه از دریای اوست همه خونست. ابومعشر بلخی گوید (رحمة الله علیه) كه بر من شش چیز واجب است، دو بزبان دو بر دل دو بر تن، آنچه بزبان است ذكر خدا و سخن به نیكو و آنچه بر دل است بزرگ داشتن امر خدا و شفقت بر خلق و آنچه بر تن است طاعت خدا و رنج خود از خلق برداشتن.