راه درست بكار بردن شهوت وغضب و تن و حواس و عقل و دل - ۲
تا جاسوسان جمله اخبار نزد وی جمع همی كنند؛ و از قوت حفظ كه در آخر دماغ است خریطه دار [خریطه بمعنی كیسه چرمی جای نامه ها و جزوه دان بوده است ولی بروش عبارت میتوان خریطه دار را مامور بایگانی و عرض نامه ها بپادشاه در موقع ضرورت دانست] سازد، تا رقعه اخبار از دست صاحب برید می ستاند و نگاه میدارد، و بوقت خویش بر و زیر عقل عرضه میكند و تدبیر سفر پادشاه میكند: چون بیند كه یكی از لشگر. چون شهوت و غضب و غیر ایشان – یاغی شدند بر پادشاه، و پای از اطاعت وی بیرون نهادند، و راه بر وی بخواهند زد، تدبیر آن كند كه بجهاد وی مشغول شود، و قصد كشتن وی نكند، كه مملكت بی ایشان راست نیاید، بلكه تدبیر آن كند كه ایشانرا بحد اطاعت آورد، تا در سفری كه فرا پیش دارد یاور باشند نه خصم، و رفیق باشند نه دزد و راه زن؛ چون چنین كند سعید باشد، و حق نعمت گزارده باشد، و خلعت این نعمت بوقت خویش بیابد؛ و اگر بخلاف این كند، و بموافقت راه زنان و دشمنان كه یاغی گشته اند برخیزد، كافر نعمت باشد، وشقی گردد، ونكال عقوبت آن بیابد.
در خوف و رجا
بدانكه خوف و رجا چون دو جناح است سالک راء را كه بهمه مقامهاء محمود كه رسد بقوت وی رسد، كه عقبات كه حجابست از حضرت الهیت سخت بلندست، تا اومیدی صادق و چشمی بر لذت جمال حضرت نباشد آن عقبات قطع نتواند كرد، و شهوات بر راه دوزخ غالبست و فریبنده و كشنده است؛ و دام وی گیرنده و مشكل است، تا هراس بر دل وی غالب نشود از وی حذر نتوان كرد، بسبب اینست كه فضل خوف و رجا عظیم است: كه رجا چون زمامست كه بنده ای را میكشد، و خوف چون تازیانه است كه وی را میتازد.