Untitled Document

اسباب طول امل - ۱

بدانكه آدمی زندگانی دراز در دل خویش صورت كرده است از دو سبب: یكی جهل و یكی دوستی دنیا. اما دوستی دنیا چون غالب شد مرگ دوست ویرا از وی بستاند، ویرا دشمن دارد و موافق وی نبود و آدمی هر چه موافق وی نباشد از خویشتن دور می اندازد و خویشتن را عشوه میدهد و همه در دل خویش آن صورت كند كه بر وفق آرزوء وی بود، پس همیشه زندگانی و مال و زن و فرزند و اسباب دنیا با خیال خود تقدیر می كند كه بر جای باشد، و مرگ را كه مخالف آرزوء ویست فراموش كند، اگر وقتی بخاطر وی درآید تسویف [سوف گفتن- امروز و فردا كردن] كند و گوید: ای مرد روزگار در پیش است كار مرگ بتوان ساخت، چون بزرگ بباشد گوید ای مرد صبر كن تا پیری، چون پیر شود گوید چندانكه این عمارت تمام شود و این فرزند را جهاز سازی و دل از وی فارغ كنی و این ضیاع را آب بیرون كنی تا دل از قوت فارغ شود تا لذت عبادت یابی، و این دشمن را كه شماتت كرده است مالش دهی، و هم چنین تاخیر می كند تا فارغ شود، و از هر شغلی ده شغل دیگر نیز تولد كند، و آن ابله نداند كه از دنیا هرگز فراغت نبود الا بترک وی، و پندارد كه وقتی فارغ خواهد شد، هم چنین هر روز تاخیر می كند تا ناگاه مرگ در رسد و حسرت بماند. و ازینست كه بیشتر فریاد اهل دوزخ از تسویفست. و اصل اینهمه حب دنیاست و غفلت ازین كه رسول- صلوات الله علیه- گفت: «هر كرا می خواهی دوست می دار، كه از تو باز خواهند ستدن!».