Untitled Document

آداب طعام خوردن دوستان كه بزیارت یكدیگر میروند - ۲

و كسی امیرالمومنین علی -رضی الله عنه- را میزبانی كرد، گفت: «بسه شرط آیم: كه از بازار هیچ نیاری، و از آنچه در خانه است هیچ باز نگیری، و نصیب عیال تمام بایشان بگذاری». و فضیل عیاض گوید كه: «مردمان كه از یكدیگر بریده شده اند بتكلف بریده شده اند، اگر تكلف از میان برخیزد، اُستاح وار [گستاخانه - بی پروا و ملاحظه] یكدیگر را بتوانند دید». دوستی با یكی از بزرگان تكلف كرد، گفت: «چون تنها باشی ازین نخوری، و من تنها باشم هم نخورم، چون گرد آییم چرا باید این تكلف كرد؟ یا تكلف از میان برگیر، یا من آمدن در باقی كنم [در باقی كردن: موقوف كردن]». و سلمان -رضی الله عنه- گوید: ما را رسول -علیه السلام- فرموده است كه تكلف نكنیم و از ما حضر باز نگیریم [یعنی هر چه موجود است پیش آوریم]. و صحابه -رضوان الله علیهم- نان پاره و خرمای خشک پیش یكدیگر بردندی و گفتندی: «ندانم كدام بزه كارتر است، آنكه حقیر دارد آنرا كه حاضر بود و فرا پیش نیارد، یا آنكه چون پیش وی آرند حقیر دارد و نخورد؟». و یونس پیغمبر -علیه السلام- نان پاره و تره كه وی كشته بودی پیش مردمان آوردی و گفتی: «اگر نه آنست كه لعنت كرده است خدای تعالی متكلفانرا، تكلف كردمی». و قومی خصومتی داشتند، زكریا -علیه السلام- را طلب داشتند تا میانجی ایشان كند: بخانهٔ وی شدند، ورا ندیدند و زنی نیكو را دیدند، عجب داشتند كه وی پیمبرست و با چنان زن تنعم كند، چون ویرا طلب كردند جایی مزدور بود، ویرا یافتند طعام میخورد، و ایشان سخن میگفتند و وی نگفت كه با من نان خورید، و چون برخاست پای برهنه بیرون آمد، ایشانرا این هر سه كار از وی عجب آمد، پرسیدند كه این چیست؟ گفت: «آن زن با جمال از برای آن دارم تا دین مرا نگاهدارد و چشم و دل من بجای دیگر نگذارد،