Untitled Document

در ثواب خوشنود داشتن پدر و مادر و عقاب ناخوشنودی ایشان - ۲

در نوابغ العلم میآرد الاب اعرف و اشرف والام واران یعنی پدر شناساتر و شریف تر و مادر مشفق تر و مهربانتر قصه علقمه انس بن مالک رضی الله عنه روایت میكند كه جوانی بود در عهد حضرت مصطفی ﷺ نام وی علقمه دایم طاعتها كردی وصایم الدهر وقایم اللیل بودی ناگاه در نزع افتاد و زبان او در بند شد رسول را ﷺ خبر دادند علی و عمار یاسر را بفرستاد هر چند كلمه شهادت او را تلقین كردند زبان او كار نكرد امیرالمومنین علی رضی الله عنه بلال را نزد رسول ﷺ فرستاد و ازان حال خبر داد رسول ﷺ فرمود كه علقمه پدر و مادر دارد گفتند پیر مادری دارد رسول ﷺ فرمود تا مادر او را حاضر آوردند گفت ای ضعیفه مرا از حال علقمه خبر كن كه زندگانی وی با تو چگونه بود گفت یا رسول اللهﷺ بس نیكو بود و پارسا بود اما من از وی خوشنود نیم كه او رضای زن را بر رضای من برگزیده بود رسول ﷺ فرمود ازانست كه زبان او در بند شده است ای ضعیفه اورا بحل كن تا زبان او كشاده شود گفت یا رسول الله او در حق من جفای بسیار كرده بحل نمیكنم رسول ﷺ فرمود یا بلال برو و صحابه را جمع كن تا فروزینه جمع كنند تا علقمه را بسوزیم كه مادر از وی راضی نیست مادرش گفت یا رسول اللهﷺ فرزند مرا در نظر من بسوزی دلم كه طاقت آرد رسول ﷺ فرمود ای ضعیفه آتش دوزخ از آتش دنیا سوزان ترست و چون تو از وی خوشنود نیستی هیچ طاعت وی مقبول نیست آن ضعیفه فریاد برآورد كه یا رسول الله من از وی راضی شدم و او ار بحل كردم مادر او بدر خانه آمد آواز علقمه شنید كه كلمه شهادت میگفت همان روز وفات یافت رسول ﷺ بر وی نماز كرد و او را دفن كردند رسول ﷺ گفت ای گروه مهاجر و انصار هر كس فضیلت نهد زن خود را بر مادر خود در لعنت خدای تعالی و فرشتگان باشد و خداوند فرض و نفل وی نپذیرد پس از رنجانیدن و ناخوشنودی ایشان پرحذر باید بود كه كار آن دشوارست و عقوبت آن بسیار حق تعالی توفیق گرداناد.