Untitled Document

اندر بیان كردن سنت و جماعت و شناخت آن - ۵

و هر كرا شكم سیر باشد و كار دنیا ببرد هرگز هوای وی مقهور نباشد و او را بر درگاه خدای عز وجل آبرویی نباشد و مرد را هوا آنگاه مقهور گردد كه از جمله مباحات دنیا چنان اجتناب كند كه دیگر مردمان از حرام كنند و هر چه با راحت نفس گردد ازان دور شود و كار بد و جای بد و یار بد بَدْرُودْ كند و اندیشه بد و غلّ و غش و بغض و حسد و حرص و كینه و عجب و بخل از دل بیرون كند و هر كاریرا اصلی است بنیادی و اصل و بنیاد این كار با چهار چی گردد اول امل كوتاه كردن دیگر بوعدهٔ خدای تعالی ایمن بودن و سه دیگر قسمت قسام راست دیدن و چهارم شكم از حرام نگاه داشتن و هر كه این چهار چیز نگاه دارد و بجای آرد همه مجاهدتها بجای آورده باشد و تن در بند وی آمده چنانكه خواهد نفس را در كار تواند كشید تن تایب همچون اسب نَوْزَیْنْ است اگر رائض او را برزین و لگام راست كند چنانكه می باید روز حرب در حربگاه خطا نكند هم نظاره میدانرا شاید و هم غنیمت را شاید و هم هزیمت را شاید

منكرات گرمابه

آن بود كه عورت از زانو تا ناف پوشیده ندارد، و ران در پیش قایم نهد برهنه كرده- تا بمالد و شوخ باز كند، بلكه اگر دست در زیر ازار بر آن فراگیرد نشاید: كه بسودن بمعنی دیدن بود؛ و صورت حیوان بر دیوار گرمابه منكر است، واجب بود تباه كردن آن یا بیرون آمدن، و دیگر دست و طاس و سطل پلید در آب اندک كردن، كه منكر باشد بر مذهب شافعی، و انكار نتوان كرد بر مالكی، كه بمذهب او روا بود؛ و آب بسیار ریختن و اسراف كردن از منكراتست؛ و منكرات دیگر هست كه در كتاب طهارت گفته ایم.