Untitled Document

ذكر امیرالمؤمنین حسن رضی الله تعالی عنه - ۲

 در خبر است كه روزی رسول صلّی الله علیه وسلّم بمنبر بر آمد وحسن بن علی رضی الله عنهما با وی بود گاهی بمردمان نظر میكرد و گاهی بسوی وی ومی گفت این پسر من سید است و زود باشد كه خدای تعالی اصلاح كند به واسطهٔ وی میان دو گروه از مسلمانان و این اشارت به آنست كه معاویه میدانست كه امیرالمومنین حسن رضی الله عنه دشمن دار ترین مردمان است مر فتنه را چون امیر المومنین علی رضی الله عنه شهید شد معاویه به امیرالمومنین حسن رضی الله عنه در سر مصالحه كرد و عهد بست بر آنكه اگر وی را حادثهٔ پیش آید خلیفه امیر المومنین حسن باشد رضی الله عنه بعد از آن امیرالمومنین حسن رضی الله عنه خطبه خواند و گفت ای مردمان من همیشه بودم كه فتنه را مكروه میداشتم امروز مصالحه كردم و این كار را به معاویه گذاشتم اگر حق وی بود بوی رسید و اگر حق من بود بوی بخشیدم. از جهت صلاح امت محمدی صلّی الله علیه وسلّم و خدای تعالی ترا والی ساخت ای معاویه یا از برای خیری كه دانسته است نزدیک تو یا از برای شری كه دیده است درتو (وَان اَدری لَعَلَّهُ فتنة لَكُم ومَتَاعٌ الَی حینٍ* الانبیاء: ۱۱۱) پس از منبر فرود آمد یكی از حاضران مجلس روی بوی كرد و گفت یا مسود وجوه المسلمین با معاویه بیعت كردی و مال را بوی گذاشتی امیر المومنین حسن رضی الله عنه گفت خدای تعالی ملک بنی امیه بر رسول صلّی الله علیه وسلّم نمود دید ایشانرا كه بمنبر وی بالا میروند یكی بعد از دیگری این بر وی دشوار آمد خدای تعالی بوی فرو فرستاد كه انا اعتیناك الكوثر یعنی نهر فی الجنة وانا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر مراد بالف شهر مده ملک بنی امیه است را وی گوید كه مدت ملک ایشان را حساب كردیم هزار ماه بود و آورده اند كه چون امیر المومنین حسن رضی الله عنه آن كار را به معاویه گذاشت گفت ای ابو محمد بچیزی جوانمردی كردی كه هرگز نفس مردان مرد به مثل آن جوانمردی نكرد