Untitled Document

مكتوب پنجاه و سیوم ۵۳ - ۲

 صَاحِبُ الْغَرضِ مَجْنُونٌ معروض میگرداند كه علماء دیندار خود اقل قلیل اند كه از حُبِّ جاه و ریاست گذشته باشند و مطلبی غیر از ترویج شریعت و تائید ملّت نداشته باشند بر تقدیر حُبِّ جاه هر كدام ازین عُلَما طَرَفی خواهد گرفت و اظهار فضیلت خود خواهد نمود و سخنان اختلافی در میان خواهد آورد و آن را توسُّلِ قُربتِ پادشاه خواهد ساخت ناچار مهم دین ابتر خواهد شد در قرن سابق اختلافات علما عالم را در بلا انداخت و همان صحبت در پیش است ترویج چه گنجایش دارد كه باعث تخریب دین خواهد شد وَالْعِیَاذُ بِاللهِ سُبْحَانَه مِنْ ذلِكَ وَمِنْ تِٴْجَفِ الْعُلَمَاءِ السُّوْءِ اگر یک عالم را از برای این غرض انتخاب كنند بهتر مینماید اگر از علماء آخرت پیدا شود چه سعادت كه صحبت او كبریت احمر است و اگر پیدا نشود بعد از تامل صحیح بهترین این جنس را اختیار كنند مَا لَا یُدْرَكُ كُلُّه لَا یُتْرَكُ كُلُّه نمیدانم چه نویسم همچنانكه خلاصیِ خلائة وابسته بوجودِ علما است خُسران عالَم نیز بایشان مربوط است بهترین علما بهترین عالَم است و بدترین ایشان بدترین خلایق هدایت و اضلال را بایشان مربوط ساخته اند عزیزی ابلیس لعین را دید كه فارغ و بیكار نشسته است سر آنرا پرسید گفت علماء این وقت كار ما میكنند و در اغوا و اضلال كافی اند

** عالِم كه كامرانی و تن پروری كند # او خویشتن گم است كرا رهبری كند #

غرض كه درین باب فكر صحیح و تامل صادق مرعی داشته اقدام خواهند نمود چون كار از دست برود علاجی نمی پذیرد هر چند شرم می آید كه كسی امثال این سخنان بارباب فطانت صحیحه اظهار سازد اما این معنی را وسیله سعادتِ خود دانسته مُصَدِّع می گردد.